راه حل اولیه برای معضل و مشکل ترافیک تهران

گره کور ترافیک تهران

همه ما با مشکل و معضل ترافیک تهران آشناییم و راه حل هایی را هم همیشه پیشنهاد میدهیم.

بارها و بارها در خصوص ترافیک تهران برنامه های مختلف تلویزیونی ساخته شده است. افسران عالی رتبه و پلیسهای راهنمایی بسیار به میزگردهای تلویزیونی دعوت شده اند.

شهرداری همواره در تلاش است با پروژه های عمرانی خود این گره کور را باز کند. در هر کوی و برزنی بخشی از مکالمات روزمره به این موضوع اختصاص یافته است.

همه رانندگان و مسافران به سادگی میتوانند میزان عمر تلف شده خود را در این گره کور تخمین بزنند.

اکثر مردم از وضعیت بغرنج تردد در ساعات اولیه صبح و ساعت آغازین شب آگاهند.

من حدود ۱۵ سال است که بنا به دلیل مسافت خانه تا محل کار ناچار به رانندگی هستم. نمیتوانم قطعا بگویم از رانندگی بیزارم. ولی رانندگی به آخرین آیتم در لیست لذتهایم سقوط کرده است.

بارها در خیابان گیر کرده ام و حتی شده که به قرارهایی که داشته ام نرسیده ام. وقتی 15 سال پیش تا امروز را مرور میکنم میتوانم در نظر آورم که ترافیک چگونه سالانه افزایش میافت.

نکته ای که در 10 سال اخیر خیلی ذهنم را در گیر کرده بود این بود که چرا این معضل برطرف نمیشود. یا اینکه چرا هیچ سازمانی کاری برای آن نمیکند.

مانند بسیاری دیگر من هم انگشت اتهام را رو به دیگران میگرفتم و همواره سعی میکردم که دنبال مقصر مشکل باشم.

این دنبال خطا کار گشتن کم کم باعث میشد که حس بیزاری از همشهریان در من افزایش پیدا کند و همیشه حس کنم دیگران به نوعی باعث تلف شدن وقت و انرژی من هستند.

مدتی که گذشت فکر کردم که رانندگان نقشی در ایجاد ترافیک ندارند. در اینجا بود که مانند خیلی های دیگر به یاد تئوری توطعه افتادم. بله حتما دستی پشت کار است!

تئوری توطعه و ترافیک تهران!

راحت بود به جای پرداختن به راه حل دنبال مقصری بزرگتر بگردم و تمام خطاها را به گردن او بیندازم.

کمی بررسی خام و میدانی مرا به این نتیجه رساند که شاید خود راهنمایی و رانندگی به عمد و از پیش برنامه ریزی شده در ترافیک روان تهران اختلال ایجاد میکند.

شاهد این ادعا را هم زمانهایی قرار دادم که به تصادف افسری برای نظم بخشیدن به یک گذرگاه به کار گمارده میشد و به اتفاق روند حرکت کندتر میبشد.

اینجا بود که فرضیه عجیبم تایید میشد و حتی در برخی مواقع حدس میزم که این یک رخداد از پیش برنامه ریزی شده است.

تا اینکه یکروز شروع کردم به بررسی و پیدا کردن عللی برای رد فرضیه ام. دلیل اینکار روشن بود. به لحاظ منطقی درست به نظر نمیرسید وخیلی بدبینانه بود.

میدانستم که راههایی برای ایجاد تداخل در تردد روان جاده ها وجود دارد اما منطقی نبود که راهنمایی رانندگی به مدت 15 سال تمرکز کند که مشکل ترافیک تهران را پیچیده تر کند.

علت اصلی شک من به این فرضیه این بود که اخیرا مشاهده میکردم دائما در بزرگراه ها پلیس حضور دارد و حتی در شرایط جوی نامساعد نیز مشغول کنترل تردد هستند.

پس به فکر راه حل بودند.

با کمی جستجو متوجه مشکل شدم، خودم!!

کمی عجیب بود ولی متاسفانه حقیقت داشت، خود من به عنوان یک راننده و همراه با تمام رانندگان دیگر این معضل را ایجاد کرده بودیم.

علت روشن بود: معضل عدم هماهنگی

عدم هماهنگی در زمان رانندگی

به عنوان عنصر در شهر و یک اجتماع، عدم هماهنگی میتواند باعث بسیاری از رخدادها و زنجیره اتفاقات شود.

خصوصا وقتی با یک سیستم سیال و روان طرف باشیم. ترجیح میدهم برای توضیح این موضوع به جای ورود به مقوله مکانیک سیالات و بحثهای پیچیده شما را به تماشای فیلم کوتاه زیر دعوت کنم.

در این فیل به طور خلاصه به یکی از مشکلات گره خوردن تردد در بزرگراهها و راه حل آن اشاره میشود.

این فیلم توسط خودم ترجمه و زیرنویس شده است.

با نگاهی به فیلم فوق متوجه میشویم مشکل اصلی ترافیک خود ما هستیم. نه اینکه تمام تقصیر به گردن ما باشد ولی بخش عمده ای از رفتار ترافیکی ما منجر به این پیچیدگی شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *